من رها شده ام...
توی برهوتی که فقط خودت نشانی اش را بلد بودی و هیچ ابری هم راهش نمی داند...
من تشنه ام...
اشک های شورم تمام شده و مراقبه هم دردی از دردهایم را دوا نمی شود...
سیراب نشده ام و خسته تر از آنی هستم که در پناه حقیقت رهایش کردی...
فقط در مسیر این برزخ به انتظار نشسته ام...
پیمان نبسته بودیم که نخواهیم رفت اما...چه زود؟؟؟
کدام ایستگاه پیاده شدی؟کدام یکی پیاده شوم؟تا کجا پیاده برویم؟
کاسه ی سفالی صبرم لبریز...
نه...
دیگر شکسته است...
یادت می آید ماهی های قرمز دلم را در زمینه ی سفال آبی رنگش؟
دیگر تمام شده...
نه کاسه ای مانده نه صبری و نه حتی ماهی...
شکست...ریخت...مرد...
من مانده ام و خلوص انتظار و رخوت شیرینش...
بی خیال که قلبم چه قدر درد می کند...
بی خیال...
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.