زن و شوهر جوانی سوار بر موتور سیکلت در دل
شب می راندند.
آنها از
صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر
برو من می ترسم!
مرد جوان: نه، اینجوری
خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می
کنم ، من خیلی میترسم!
مردجوان: خوب، اما
اول باید بگی دوستم داری.
زن جوان: دوستت
دارم، حالامی شه یواشتر برونی.
مرد جوان: مرا
محکم بگیر .
زن جوان: خوب،
حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه،
به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت
بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.
روز بعد روزنامه
ها نوشتند:
برخورد یک موتور
سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز
موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.
مرد جوان از خالی
شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت
خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود
و خودش رفت تا او زنده بماند
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.