ب
دارم آرامآرام
به دانايیِ دورِ آسمان میرسم.
رسمی دارد اين راهِ پُر خَم و خواب
که بايد از افتادنش، بياموزی.
برخاستن عليه خويش وُ
شنيدنِ بیدليلِ مشتی حروفِ مُفت.
تعجب میکنم!
چه قطرهها که بیرود و بیرويا
به دريا رسيدهاند،
چه درياها که بیديده، بیچراغ
چشم به راهِ يکی قطرهی شبنمند!
چطور میشود اين همه ساده
به اعتمادِ بعضی کلماتِ عجيبِ کبريا رسيد!؟
دوشنبه 30 آبان 1390 - 2:02:35 PM