یار من همسر گرفت و عشق من بر باد رفت
یاد من از یاد برد و با رقیبم شاد رفت
آنهمه عشق و امید و عهدها بر باد شد
آنهمه سوز و گداز و اشکها از یاد رفت
با سرود آه من، بزم عروسی ساز کرد
با جهیز اشک من در خانه داماد رفت
دلبری پیمان شکست و عاشقی از درد سوخت
مرغکی در دام ماند و شادمان صیاد رفت
گفتمش پس عشق من، با خنده گفت: ای وای مرد
گفتمش پس یار من، با عشوه گفت: ای داد رفت
سلام دوستم مطالب زيبا شعر خوب Ùˆ دل نوازي هستند مواÙÙ‚ باشيد