my kiss
*بوسه هایم را پس بده
آن هنگام که کودکانه بوسه بارانت می کردم
هیچ گاه در اندیشه ی خود گمان نمی کردم که در فرداها
ناله کنان روزگارانی باشم.
*بوسه هایم را پس بده
آن هنگام که غرق محبت می کردمت و
هیچ نمی دانستم جبر زمانه تجدیدی نخواهد داشت.
آن هنگام که پشت بر بازیه هم سالانه خود،دوان دوان
رهسپار تو می شدم،در آغوشم می گرفتمت و بوسه بارانت می کردمت
*بوسه هایم را پس بده
آن هنگام نمی دانستم که تو مردودی عشقی
که تو نیاموختی محبت را.... و به من یاد ندادی
آن هنگام در اندیشه ی خود ،چهره ی پلید سیاهی ها را ندیده بودم
و من آن شوالیه ای بودم که همیشه برای تو می جنگد.
و پیروز میدانها به سوی تو می آید و بوسه بارانت می کند
*بوسه هایم را پس بده
که هیچگاه نمی دانستم
شوالیه ها هم شکست می خورند
که شوالیه ها هم سیاهی ها را تجربه می کنند
و...شاهزاده ها هم نیرنگ می کنند
بوسه هایم را پس بده... که تو ندانستی
که چه احساسی
پشت لحظه لحظه هایی بود که تو می آمدی
که تو ندانستی دخترک کوچک روزگاران به تو می بالید
و نمی دانست.......
*بوسه هایم را پس بده
...نمیخواهم شوالیه باشم...
*بوسه هایم را پس بده
لینک ثابت3blue
جمعه 22 بهمن 1389 - 4:08:40 AM