امروز تو دلم غوغا بود . یه غوغایی که انگار هیچ پایانی نداشت . یه
غوغایی که از برج آجری دلم بالا رفته بود. یه برج خیلی بلند که تهش
دیده نمی شد.
احساس می کردم تک وتنها بدون هیچ همدمی بالای برج هستم.
تنها راه آزادی از این دیوارای سخت سیاه آجری یه راه آسون بود...یه راه خیلی آسون.پریدن...پریدن از اون بالا به سمت پایین , پریدن و پرواز کردن,آزاد شدن و رها شدن؛رهایی از اون همه غوغا و آشوب.
انگار یکی اون پایین داشت منو صدا می زد...انگار یکی به من می گفت بپر پایین , بپر که خودم این پایین مراقبتم.
نمی تونم , جرأت ندارم , ترسوام....
دارم له می شم بین این دیوارای سیاه تنهایی , دارم له می شم زیر بار این همه ناراحتی و نگرانی , دارم توی این برج خفه می شم , داره گریم می گیره , دارم عذاب می کشم , دارم از غصه دق می کنم.
چرا... چرا... چرا نمی تونم از این برج بپرم , چرا نمی تونم از این همه غصه رها شم , چرا اینقدر جرأت ندارم , چرا جرأت ندارم که بگم دوستش دارم. چرا... چرا...
آخه چرا باید اینقدر ترسو باشم. خدایا ... خدایااا ... کمکم کن.
کمکم کن تا بگم چقدر دوستش دارم.
بگم که نمی تونم بدون اون حتی یه ثانیه زنده بمونم . حتی نمی تونم نفس بکشم...نمی تونم.خدایاااا کمکم کن.
9632 بازدید
4 بازدید امروز
2 بازدید دیروز
17 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.