دلم خونه از این مبحس
در این مبحس چراغی نیست
غم سراسر
ناله پر غم
سوز دل را که نا گفتنی است
شنیدم
نای نالان را
ولی اما کسی نه شنید سازم را
و نه خواست بشنود آن را
بیا ای دوست که از این غمکده دیگر نسازیم
غمگین مبحس سوزانی را
وگرنه میشود خون کهکشان ها
و یا کشتار قلب نادانها