شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن، ميخواهم چيزي برايت تعريف کنم.
دوستي به تازگي در مورد تو ميگفت...
...
همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کني، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافي گذرانده اي يا نه؟
گفت: کدام سه صافي؟
اول از ميان صافي واقعيت. آيا مطمئني چيزي که تعريف ميکني واقعيت دارد؟
گفت نه. من فقط آن را شنيدهام. شخصي آن را برايم تعريف کرده است.
سري تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافي دوم يعني خوشحالي گذرانده اي. يعني چيزي را که ميخواهي تعريف کني، حتي اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالي ام ميشود.
گفت: دوست عزيز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.
بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نميکند، حتما از صافي سوم، يعني فايده، رد شده است. آيا چيزي که ميخواهي تعريف کني، برايم مفيد است و به دردم ميخورد؟
گفت: نه، به هيچ وجه!
همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحالکننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعي کن خودت هم زود فراموشش کني.
سلام معصومه جون خوش اومدی ØŒ کاملا مواÙقم نمیدونم چرا بعضی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ این جور قضاوت میکنن Ùˆ به دوستان خودشون رØÙ… نمیکنن Ùˆ باعث Ù†ÙØ§Ù‚ Ùˆ ØªÙØ±Ù‚Ù‡ میشن Ùˆ باعث میشن هم خودشون غرق بشن هم اطراÙیانشون