من گم شده ام
هیچ کس اسم مرا نمی داند . من مثل یک راز سر به مهر در خودم فرو رفته ام و چیزی نمی گویم . دلم می خواست یک نفر مثل خودم پیدا می کردم و سرم را می گذاشتم روی شانه اش و می مردم ولی کسی را نیافتم . همه چیز سیاه و تیره است. همه چیز گرفته و درهم است
بارها سعی کرده ام خودم را بهتر بشناسم بارها تلاش کرده ام لاقل یک اسم روی خودم بگذارم ولی بی شک همه می دانند برای کسی که گم شده است اسم و رسم معنایی ندارد

چهارشنبه 2 آذر 1390 - 9:38:54 PM