( مرد) يک هرزه را کتک مي زد با کمر بند و با سگک مي زد چون کمر بند بر زمين افتاد با لگد بر تن تشک مي زد :ها کجا بودي و چه مي کردي؟! باز روحت به من کلک مي زد؟ :در خيال که مي پري با من که دلت در هواش لک مي زد؟ :هرزه... ولگرد... بي حيا ...لا.. پتک مي زد و تک به تک مي زد زن : نزن ، مي زني و مي سوزد جاي دستت ....و باز چک مي زد :واي بي رحم مي کشي ، بس کن مرد در التهاب و شک... مي زد زن : در ست است از تو بيزارم (روي زخم دلش ...نمک مي زد) روح عيار زن ، ز هر روزن دزد مي شد و چون سمک مي زد سيب احساس له شده اش عشق شب مانده اش کپک مي زد بر لباس قشنگ خوابش زن نفرت و عشق و خون شتک مي زد
طعنه اجتماعی .خیانت یک زن نسبت به مرد
شعری تامل بر انگیز از فروغ فرخ زاد
8156 بازدید
2 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
19 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.