( مرد) يک هرزه را کتک مي زد با کمر بند و با سگک مي زد چون کمر بند بر زمين افتاد با لگد بر تن تشک مي زد :ها کجا بودي و چه مي کردي؟! باز روحت به من کلک مي زد؟ :در خيال که مي پري با من که دلت در هواش لک مي زد؟ :هرزه... ولگرد... بي حيا ...لا.. پتک مي زد و تک به تک مي زد زن : نزن ، مي زني و مي سوزد جاي دستت ....و باز چک مي زد :واي بي رحم مي کشي ، بس کن مرد در التهاب و شک... مي زد زن : در ست است از تو بيزارم (روي زخم دلش ...نمک مي زد) روح عيار زن ، ز هر روزن دزد مي شد و چون سمک مي زد سيب احساس له شده اش عشق شب مانده اش کپک مي زد بر لباس قشنگ خوابش زن نفرت و عشق و خون شتک مي زد
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.