طعنه اجتماعی .خیانت یک زن نسبت به مرد
( مرد) يک هرزه را کتک مي زد
با کمر بند و با سگک مي زد
چون کمر بند بر زمين افتاد
با لگد بر تن تشک مي زد
:ها کجا بودي و چه مي کردي؟!
باز روحت به من کلک مي زد؟
:در خيال که مي پري با من
که دلت در هواش لک مي زد؟
:هرزه... ولگرد... بي حيا ...لا..
پتک مي زد و تک به تک مي زد
زن : نزن ، مي زني و مي سوزد
جاي دستت ....و باز چک مي زد
:واي بي رحم مي کشي ، بس کن
مرد در التهاب و شک... مي زد
زن : در ست است از تو بيزارم
(روي زخم دلش ...نمک مي زد)
روح عيار زن ، ز هر روزن
دزد مي شد و چون سمک مي زد
سيب احساس له شده اش
عشق شب مانده اش کپک مي زد
بر لباس قشنگ خوابش زن
نفرت و عشق و خون شتک مي زد
شنبه 19 شهریور 1390 - 12:02:44 PM