دیروز عاشورا بود و من چند ساعتی را بیشتر در میان دسته های عزاداری نبوده ام . دیروز تنها روزهمراهی من با دسته ها بود. باز هم در ظهرعاشورا پیکرهای گل مالی شده در برابر چشمانم ، سوگ حسین را یادآور می شدند. این روزها از سر هراس و انزجار بیرون نرفته ام. هراسی که از آمیخته شدن با گناه درایام عزای حسین داشته ام و انزجاری که زائیده ی وقاحت رفتار عده ای بی شرم است. در این ایام پسران و دخترانی با نام حسین به خیابان ها می آمدند ولی دل مشغولی شان حسین نبود. و اما این کدامین عزاست که در آن دخترانی بزک شده چون عروسکان خیمه شب بازی در انظار حاضر می شوند و پسرانی ازهمان قشر به تماشای اینان می آیند وهدفی جز جلب نظر این عروسکان جاندار ندارند؟ من از این ترسیدم که در عزای حسین باشم و چشمم به منکری وا شود که حسین مرا از آن نهی کرده است. و تنفرم از آنانی است که حرمت حسین را نگاه نداشتند و عزای او را محل ظاهرسازی هاو غرض ورزی ها ومحل جولان نفس اماره ی خود ساختند. چرا از خود نمی پرسیم که در چند سال گذشته رو به کدامین سمت نهاده ایم که هر روز فاصله مان از حسین و خاندانش بیشتر و محسوس تر می شود ؟ من دلگیرم از نوحه سراها و نوحه خوان هایی که نوحه هایشان بجای نشان دادن واقعیت عاشورا و امام حسین به سوی وقایع خلاف واقع سوق گرفته است . وباز دلگیرم از خودم و امثال خودم که بی توجه به نوحه های مذکور در زیر علم نوحه خوان هایشان سینه زده ایم. همین نوحه های خلاف واقع بودند که توسط نوحه خوان هایی ساده لوح ، خوانده شدند و امروز مایه نکوهش شیعه در میان وهابیون و دیگر فرقه ها شده اند.
و اما
دیگر حتی پیکرهای گل مالی شده هم کلیشه است ...
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.