در دشتي ، جفتي کبوتر مي زيستند و چون فرصت مي يافتند دانه فراهم مي کردند و در ظرفي مي ريختند. ..
روزي کبوتر اولي به کبوتر دوم گفت : اکنون اول تابستان است و دشت ، علف بسيار دارد پس بهتر آن است که اين دانه ها را براي زمستان نگاه داريم.
کبوتر دوم اين نظر را پذيرفت و به اين قرار ، دانه هاي نمناک و پر رطوبت را در ظرف ريختند تا پر شد. چون روزي از تابستان گذشت و گرمي هوا در دانه ها اثر کرد ، دانه ها خشک شد و اندکي از سر ظرف پايين تر رفت. آنگاه کبوتر اول آمد و اين گونه بديد. پس کبوتر دوم را گفت : چرا خوردي ؟
کبوتر دوم گفت : نخوردم و انکار کرد. اما هرچه انکار کرد سودي نداشت و بيشتر تنبيه شد. .. سرانجام تابستان سپري شد و پاييز و زمستان فرا رسيد. آنگاه باران هاي پي در پي بباريد و دانه ها دوباره نم کشيد و ظرف پر گشت. کبوتر متوجه شد که سبب نقصان (کم شدن دانه ها) چه بوده است ! پس شيون کرد و مي ناليد که : اشتباه کردم. اما پشيماني هيچ سودي نداشت. زيرا کبوتر دوم رفته بود.
10405 بازدید
3 بازدید امروز
2 بازدید دیروز
13 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.