وسط های فیلم همچین که دراز شده بودم روی مبل و بازی زیر پوستی آرتیست رو تحسین می کردیم یهو نمی دونم چی شد وسط صحبته قهرمان فیلم با زنش ، زد به کله اش و پرید و شروع کرد به ماچ و بوسه . همین که این صحنه رو داشت تلویزون نشون می داد پریا هم سرش رو بالا گرفت و قشنگ تمامش رو دید من هم تا بخوام کنترل رو از لای پام بکشم بیرون و بزنم دور تند دیگه دیر شده بود و دو نفر فیلم کارشون تموم شده بود و باز داشتند حرف مي زدند
......
پریا با کنجکاوی پرسید : بابایی اینها الان چیکار کردن؟
براي خواندن مطلب بر روي لينك زیر کلیک کرده
http://doostaneh4stpc.blogfa.com