...
راه مي روم ...
نفس مي کشم ...
من اين روز ها زياد دلم مي گيرد ...
حس مي کنم در اين لحظه نا شناخته ترينم ...
عادت ميکنم به فهميدن ...
کنار مي آيم با بودن ...
طي مي کنم با زندگي ...
گذر مي کنم از اتفاق ...
دلم فرياد مي خواهد و طبيعت بکر و يک سکوت عميق و تبسمي طولاني !!!
يک تبسم زيرکانه و يک عروسک بازي کودکانه کافي بود براي عاشق کردنم و تو اين کار را کردي
و من مثل کودکي عاشقت شدم
و تو شدي شاهزاده تمام قصه هايم
و چقدر ساده عاشقم کردي
وچقدر ساده تر رهايم کردي