ببار باران
کمی آرام....که پاییز هم
صدایم شد
که دلتنگی و تنهایی رفیق با
وفایم شد
ببار باران
بزن بر شیشه قلبم....بکوب
این شیشه را بشکن
که درد کمتری دارد اگر با
دست تو باشد
ببار باران
که تا اوج نخفتن ها مدام
باریدم از یادش
ببار باران
درخت و برگ خوابیدن
اقاقی....یاس وحشی....کوچه
ها روزهاست خشکیدن
ببار باران
جماعت عشق را کشتن
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی
صدا خوردن
ولی باران ، تو با من بی
وفایی
توهم تا خانه ی همسایه می
باری
و تا من
میشوی یک ابر تو خالی
این جسم من از خاک است
هم خاک شود روزی
این روح من از پیکر
پرواز کند روزی
این خط من از دفتر
هم پاک شود روزی
هر کس که مرا خواهد
این خط مرا خواند
شاید بکند یادم
افسرده شود روزی
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.