پاییز
که مي شود انگار
دردهایم
هزار رنگ می شوند
من شاعر
ميشوم...
دلم
ميگويد، دستا...نم مينويسند
دلم
ميلرزد ،اندامم پنهان ميكنند
دلم
بغض ميكند ،چشم هايم باراني ميشوند
دلم
ميشكند،هيچ كس نيست كه تكه هايش را جمع كند
تكه
هاي شكسته دلم، دل ِباقيمانده را ميبُرد
و من
رها تر از هميشه، شاعر ميشوم....
شاعريكه
روي برگ هاي زرد باغ شعرهايش را مشق ميكند....
دلم ميلرزد
دلم بغض ميكند
دلم ميشكند
تكه هاي شكسته دلم،
و من رها تر از هميشه،
پاییز که میشود بغضی است آسمان را در پسش غروری که سر گریستن ندارد عاشقانه گریستن میخواهد نوازش امنی نمیابد کاش
آنقدر آغوش بگسترانم که پناه دلتنگی اش شوم
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.