ای که بی تو این کویر خواب بارون میبینه وقتی نیستم غم دنیا توی قلبم میشینه
ای که بی تو واسه من همه دنیا قفسه هستی از نبودن تو التهاب نفس
توی بهت غم و تنهایی من به سرم دست نوازش کشیدی
ولی با رفتنت ای هستی من هستی من به آتیش کشیدی
وای که دلم طاقت دوریت هیچ نداره بغض نبودن تو اشکامو در می یاره