دلتنگي
چند روزي هست كه خيلي دلتنگم ، نمي دونم چرا ؟ براي چي ؟ فقط با خودم درگيرم و به خودم گير مي دم ، اگه بخواد اينجوري پيش بره نمي دونم چي مي شه
خوب يه جوري ميشه ديگه نه ، بايد به خودم اميد بدم ؟ بايد به خودم آرامش بدم ؟ بايد خودم و راضي كنم كه همه چي خوبه ؟ اما ...نيست
لااقل اينو خودم بهتر مي دونم
لااقل اينو بهتر مي دونيم كه ....بايد ها و نبايد ها وجود دارند
شايد و بايد و حتما و اگر و ولي و اما و غيره و غيره هست
پس ما هم هستيم
مي بيني درسمو از حفضم ولي
باز دلتنگم
باز دلتنگم
دلتنگ
یکشنبه 14 شهریور 1389 - 11:36:05 AM