درد دل دل درد درد بازهم درد
اين روزا يه خورده به خودم پريدم
خيلي وقته ساكتم
هيچ كاري و هيچ احساسي و هيچ چيز
كمس كمس م
مثل فاصله ي صداي زنگ ناقوس
مثل قير ته كفش
مثل هيچ
هيچ
ندارم
نه حالي نه هوايي نه سفري نه بساطي نه حتي دوستي نه حتي آيينه اي نه
هيچ
ديگه آهنگي نيست
ديگه شعري نيست
ديگه فيلمي
گوشه اي و كناري و فراري و حتي اشك تمساحي
فكر كنم داره نزديك ميشه .........خيلي .....نزديك
سه شنبه 23 شهریور 1389 - 11:48:20 AM