ماه گردونم چه کار آید زمانی با توام
من به شوقت جان دهم زیرا که انی با توام
کین ستاره با روخش چشمک پرانی میکند
عمر خودآسان دهم زیرا که که جانی با توام
من به غایت بر دره خانه نشینم تا مرا رخصت دهی
من گدای کوچه ام آن دم که خوانی با توام
من اگر بی سایه ام درمان جانم با تواست
گر مرا دارو دهی عاشق به سانی با تو ام
تقدیم به ستاره
های زندگی