همسریابی

با لبخندواردشويد هههههههههههههه

× رفيق مثل كفش ميمونه ورفاقت عين جاده سخته وسط جاده بفهمي پا برهنه اي
×

آدرس وبلاگ من

https://www.gohardasht.ir/blogs/sheida2012

آدرس صفحه گوهردشت من

https://www.gohardasht.ir/profile/306933

?????? ???? ?????? ???? ???? ?????? ????? ??? ??? ????? ??????
× ?????? ???? ???? ?? ???? ???? ?????? ??? ??? ????? ??????

(تجربه هاي كودكانه ي من(قسمت اول

دوران كودكي:
خيلي شربودم موهامو دم اسبي ميبستم ويه دامن كوتاه ويه ساق سفيدوبعضي وقتاهم بزورواجباريه روسري سرم ميكردن تمام همبازيام پسربودن وقتي اذيتم ميكردن اونقدربازيا وتوعزاداريا هيئتاشونوبهم ميريختم كه گله اي ميومدن دم خونمون وشكايت منو به مامانم ميكردن ومامانمم يه نيم نگاه به من مينداخت ويه نگاه هم به دارودسته ي پسراو بعدكلي خندش ميگرفت...همش9سالم بودولي قلدربودم واسه خودم 2تاپسربودن كه پدرنداشتنواسم يكيش حميدبوداون يكي وحيديه خواهرم داشتن اسمش مهري بوداين وحيدشون ازبس با هميشه ازين شلواركا ميپوشيدصداش ميزديم وحيدشورتي.....ولي حميدشون خيلي هوا منوداشت هميشه ظهرهابا دوستم ميرفتم دم خونشون صداش ميزديم ومامانشو بايه جارو دنبال مابودكه شما بزرگ بشيد ميخوايدچي بشيدو...بنده خداها مستاجربودن ويه روزكه داشتن ميرفتن ساعت9شب بودبه هواي داداش كوچيكم اومد دم خونمون ومنم سرسفره بودم وقاشق تودهنم يه نگاه به پنجره انداختم ديدم داره بهم اشاره ميكنه رفتم دم درويه گيريبس كه قبلا" رو سرخواهرش ديده بودمش بهم دادوگفت منتظرم بمون بزرگ شدم ميام دنبالت......ازفرداي اونروزكه جاي خاليشوديدم وكسي نبودباهاش بازي كنيمو بشم دروازه بان تيمش دلم تنگ شداما اونموقع چه ميدونستم دلتنگي چيه وسال بعدشم بخاطرشغل پدرم خودمونم ازون محل رفتيم..............
                                                                    دوران ماقبل14سالگي:
يه دوراني شبيه ماقبل تاريخ داشتم اصلاشبيه كودكيم نبودم فوق العاده درس خون وآروم بودم نه اينكه خرخوني كنم اصلا....ولي حتي درسم نميخوندما بازنمره هام ازهمه بهتربودشايد بقيه كلاس مشكل داشتن والا....اونزمان اصلا دوست پسرداشتن اينقدرا مدنبود هركسي گوشي نداشت يه خط ثابت1تومن به بالا بودالبته سبكش فرق ميكردتوبين دوستام بودن اوناييكه تو مسيرمدرسه ازجلوي دوست پسرشون ردميشدن نامشونو بايه تكنيك حرفه اي سمتش پرتاب ميكردن واوناهم ازقبل جاي نامشونو تعيين كرده بودن بعضياشونم رو پشت بوم باپسرهمسايه رفيق بودن ونامشونو توسنگ ميذاشتن وپرت ميكردن رو پشت بومش وتمام ديدارها هم به همون لبخندعنايت ميكرد...منم اونموقع كه گشت ارشادنبود ميشستم ايناروارشادميكردم ناگفته نمونه پسراي اونموقع همه قصدازدواجي بودن واكثريت پاپيش ميذاشتن 7تاازدوستاي اونموقعم با رفيقاشون وبااون سن كمشون ازدواج كردن فقط چون بايكيشون صميمي بودم فهميدم كارش به طلاق كشيده چرا؟؟؟چون پسره يا معتادبوده يابيكار.....
البته تو13سالگي منم بالاخره تنه ي اونا بهم خوردوباپسرعموم كه توشهرستان بودنامه نگاري ميكردم
خيلي غيرتي بودويه خورده هم وحشي(شر)يه تابستون كه رفتيم خونشون 2هفته مونديم زيادباهم دعوامون ميشدتوجمع همش ضايعم ميكردپارچ آب وميريخت روسرم وباسنگ توباغ ميوفتاددنبالموسگ باغشونومينداخت دنبال من..البته منم تلافي ميكردموميرفتم بادوستاش حرف ميزدم وحرصشوبالامياوردم البته آخرش كتكوازش ميخوردم اماهمين ديوونه بازياش باعث شد ازش خوشم بيادداونم همسن من بودوبه همه گفته بودفلاني قراره زن من بشه ازبس پررو بودخلاصه هروقت مامانم ايناميرفتن خونشون نامه هاموتوكيفش ميذاشتم اون برميداشت ونامه هاخودشوميذاشت توكيف مامانم عيدبه عيدهم كه تمام تعطيلاتوخونشون بوديم باگريه جداميشديم وهمه ميدونستن كه همودوست داريم تمام كادوهايي كه بهم ميداديم يايه جاسوئيچي شكسته بوديا روان نويس خشك شده خلاصه پولمون كجابودهرچي كه واسمون قشنگ بودبهم كادوميداديم......
دوران14تا16سالگي:
اين دوران بيشترشبيه زمان جاهليت بودسال اول دبيرستان بودم وبابام وداداشام داشتن پشت بوم روايزوگام ميكردن منم كه ازمدرسه اومدم حوصله نداشتم ورفتم روپشت بوم ورولبه ي بوم نشستم وبابام اينارو نگاه ميكردم چندديقه بعد روپشت بوم حياط پشتي ما يه پسرخوش چهره وقدبلند اومدويه پلاستيك بزرگ دستش بودوميخواست دورتادور كولرونورگيرشونو بپوشونه آخه هروقت پاييزميشدماهم اينكاراروميكرديم وتمام دريچه هارو بامشنبا يا هرچي ديگه ميبستيم تاباروني سوزي نيادتوخونه....
خلاصه پسره تو تمام مدتي كه روپشت بوم بود فقط نگاش بمن بود ازبس نگام ميكردكه خودم ازترس متوجه شدن بابام اينا رفتم پايين...چندروزبعدكه ظهرش ازمدرسه برميگشتم بارفيقاش سركوچمون نشسته بودوباهمن نگاه خيره اش لبخندزد...منم كلاسورمو جمع وجورميكردم وسرموپايين مينداختم وميرفتم ديگه ازونروزهرظهرسركوچه ماپاتوقش شده بودديگه توذهنم براخودم روياميساختم كه دوستم داره و........وچندروزبعدكه اومدم خونه سركوچه نبودهي سرعتمويواشترميكردم كه پيداش بشه اما نه خبري نبودحالم گرفته شدورفتم خونه وبابي ميلي ناهارمو خوردم ومنتظربودم فردا بشه وبازببينمش شب اونروزبرف سنگيني اومدومدارس تا3روزتعطيل شدداشتم ديوونه ميشدم يعني ميشدبازم ببينمش...
عصراونروزرفتم كمك مامانم كه برفاي پشت بومو پارو كنه دراصل ميخواستم اونوببينم كلي منتظرشدم خبري نبودمامانمم رفته بودپايين ومنم ميلرزيدم ووسايلو جمع كردم كه برم يهو ديدم بايه پارو اومدروپشت پومو منوديد چشمك زدنميدونم بااينكه منتظربودم ببينمش تاديدمش خجالت كشيدمورفتم فقط شنيدم كه ازتوحياطشون صدايي اومدكه علي برفاروتوحياط نريزبريزتوكوچه...خيالم راحت شداسمش علي بودخلاصه رفتم پايين همين چشمكش تاچندروزشارژم ميكرديه چندماه گذشت ومن حتي اسمشم نميدونستم تااينكه نزديكاي عيدكه شدوموقع فرش شستن همزمان بامااوناهم داشتن فرش ميشستن اون فرشاي مامانشومنم كه مامانم اجازه نميدادفرش بشورم(ميگفت بلدنيستي همش جلودست وپايي)به هواي پسره تاديقه ي آخرميشستم كنارش....تااينكه چمدوناروجمع كرديم بريم شهرستان اصلادوست نداشتم برم نميتونستم علي رونبينم وازش دورباشم اونم600كيلومتر...اينجايهويادم افتاداونجاپسرعمومم بوده ومن فراموشش كردم.
 
                  .........................
 ادامه دارد.........
چهارشنبه 2 آذر 1390 - 9:04:28 AM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده

کلمات کلیدی

  • شبکه اجتماعی فارسی
  • دوستیابی آنلاین
  • همدم یابی اینترنتی
  • چت و گفتگو امن
  • دوستیابی ایرانیان
  • اتاق گفتگو فارسی
  • هوش مصنوعی همدم یابی
  • پلتفرم دوستیابی هوشمند
  • پیدا کردن دوست جدید
  • پروفایل واقعی و تایید شده
  • چت ناشناس و عمومی
  • چت خصوصی و گروهی
  • دوستیابی امن و واقعی
  • کاهش تنهایی دیجیتال
  • ارتباط عاطفی و اجتماعی
  • دوستیابی مبتنی بر AI
دوستی و اجتماع
  • ارتباط با افراد جدید
  • گروه‌ها و انجمن‌های اجتماعی
  • چت فارسی در لحظه
  • محیط مناسب آشنایی دوستان جدید
دوستیابی هوشمند و AI
  • AI Matchmaking
  • پیشنهاد دوست با هوش مصنوعی
  • تطبیق شخصیتی کاربران
  • خودکار سازی یافتن دوستان سازگار
ارتباط و حمایت احساسی
  • حمایت روحی و اجتماعی آنلاین
  • همدلی و تعامل انسانی
  • پیدا کردن هم‌صحبت

گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.