قدم زدن در کوره راه های جنگل برای من نوعی مراقبه است، مراقبه ی سیّار. قدم به کوره راه جنگل نگذاشته به حالت تعلیق می روم- نیمه هوشیار. انگار که در لبه خفتن: آنقدر هوشیارم که جنبش اطراف ام را دریابم، و آنقدر ناهوشیار که پروای تمرکز بر پرکاهی را داشته باشم. و آگاهی ام رها می شود- وسوسه تمرکز را رها می کند. ماده سگ شیردهی می شود که به پهلو یله داده است، آرام آسمان را می پاید، و بی خیال پستانهای پرشیرش را به انبوه توله هایی می سپارد که از سر و کول هم بالا می روند تا قطره ای شیر بنوشند. آگاهی ام یله می شود. رنگها می آیند و می روند. صداها می آیند و می روند. بوها می آیند و می روند. چیزها می جنبند و ساکن می شوند. و من همه چیز را می بینم بی آنکه به هیچ چیز نگاه کنم. می آیند و می روند. آگاهی هست، اما حیثیت التفاتی آن نیست. و در این خلسه دل انگیز است که راه را با غریزه پنهان چوبدستی ام می جویم. وقتی که از آن سوی جنگل سربرمی آورم، انگار که از خوابی شیرین برخاسته ام. انگار که روح ام باران خورده است. انگار که محرمیت یافته ام. انگار که در خود اندیشیده ام.
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.