مادر منفور
ناصر جلوی تلوزیون نشسته است و مدام از بی بی سی به صدای آمریکا و برعکس می رود . شیرین مجری تلوزیون جی ای ام دارد در مورد پروژه منهتن و یک فیلم حرف می زند ... اساس تمدن قربانی شدن آدم هاست . این کلیدی ترین چمله فیلم است .
ناصر مدتهاست زن و بچه اش را ندیده است . هنوز هم اصرار دارد که به خاطر دخالت های مادر زنش ، همسرش او را ترک کرده است . مادر زنی دیوانه که ناصر مرد ستیزی او را مربوط به خاطرات دوران کودکی اش میداند .
ناصر هر چه صبر کرده است به نتیجه ای نرسیده است . همسرش صرفا به خاطر سوء تفاهم هایی که مادر زنش درست کرد زد زیر کاسه کوزه همه چیز . یک بار که رفته بود همسرش را برگرداند مادر زنش از او یک چک ده ملیون تومانی خواسته بود تا در عوض آن دیگر در زندگی ناصر دخالت نکند . بار دیگری که رفته بود بعد از سه ساعت حرف زدن پدر زنش که تمام عمر اختیارش دست خودش نبوده است گفته بود ، نه . ما باید دو سه روز دیگر فکر کنیم . بار بعدی که در فرحزاد قرار گذاشته بودند . باز خانواده همسرش از او پول خواسته بودند . این مدرن ترین نوع باج گیری بود که ناصر تجربه کرده بود . مادری قصد کرده بود زندگی دخترش را در عوض پول معامله کند .
ناصر هم که در کل زندگی اش هیچ وقت زیر بار حرف مفت نرفته بود ، تصمیم گرفت این بار هم زیر بار حرف زور نرود . سوءتفاهم ها با همسرش به اوج رسیده بود . مادر زنش هم که با دخترش از کودکی مشکل داشت از این وضعیت لذت می برد . ناصر به این نتیجه رسیده بود که تا همسرش سر عقل نیاید نمی تواند کاری کند . سه ماه بود فرزندش را از او پنهان کرده بودند . مهریه را هم گذاشته بودند اجرا . از دادگاه خواسته بودند او را مجبور کند تا صد ملیون تومان بدهد . ناصر باز هم تصمیم گرفت زیر بار حرف زور نرود . او در تمام سال های زندگیش بر اساس اعتمادبه همسرش کل دارو ندارش را به او واگذار کرده بود اما اکنون نمی خواست آنچه انها می گویند را انجام دهد . همسرش حکم جلب ناصر را گرفت . روز دوم حضور در اوین آزاد شد . فهمید همسرش مهلت داده است . اما شنید مادر زنش بعد از اینکه ماجرا را فهمیده است، کلی ناسزا به دخترش گفته است .
ناصر هر چه فکر می کند نمی داند چرا اینگونه شده است . به زعم خودش خطایی نداشته است . جز اینکه به همسرش اعتماد داشته است .
از طرفی ناصر هیچ وقت تصور نمی کرده است که کسی عشق را با پول عوض کند . هیچ مادری را هم تا به حال ندیده بوده است که با تیشه بزند به ریشه دخترش . اما یک هو و ناگهان با مادر زنی روبرو شد که از مرز جنون گذشته است .
بعد از این ها مادر زنش هم از او شکایت کرد ه است . سه تا شاهد به دادگاه برده است وآنها شهادت داده اند که ناصر مادر زنش را تهدید کرده است . البته ناصر شهود را هم می شناسد . آنها از اهالی سلماس هستند و همگی قاچاقچی اند و اقوام با جناق اش . آنها به خاطر پول هر کاری می کنند .
ناصر باز هم بیش از دو ماه زندان را تحمل کرده است . در این مدت نمی داند چکار کند . از طرفی نمی خواهد همسرش را طلاق دهد . از یک طرف دیگر همسر ناصر کل اختیارش را دست مادرش داده است . شاید گذر زمان راهی باز کند . شاید هم نکند .
ناصر نگران فرزندش است . نگران همسرش است . اما راهی برای آنچه او می خواهد نیست .
آرام آرام دارد به طلاق راضی می شود . دارد خودش را قانع می کند که بعضی وقت ها بعضی چیز ها نشود که بشود . فیلم شبکه جی ای ام تمام شده است . باز پخش تلوزیون صدای آمریکا دارد عکس هایی از نا آرامی های اخیر در تهران را نشان می دهد. کارشناس هواشناسی بی بی سی وقوع یک پدیده نادر د ر آسمان ایران را دارد توضیح می دهد و اصرار دارد که این تیرگی آسمان در ایران گرد و غبار نیست . هم زمان شبکه خبر ایران می گوید هیت دولت لایحه مبارزه با گرد و غبار را تصویب کرد .
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.