معبد عشق
بر فراز كوههاي سرد وتيره
معبدي است ، خاموش و خالي
معبد عشق ، معبد شور و جنون.
ديو خشم و نفرت
دير گاهي است كه با سحر و فسون
چترچيرگي اش را، بر اين معبد عشاق زده.
راهبان معبد عشق
اسير پنجه هاي وحشت ديوند
زنداني درون جنگل تاريك
سرود عشق را ديگر نمي خوانند
سزاي خواندنش مرگ است.
تارهاي عنكبوت چون پيچكي
بر گرد تنديسِ يشمينِ عشق ، پيچيده ست.
آتشدان اين معبد، كه روزي شعله اش
نور و گرما بخش بود
خاموش و پر زخاكستر شده
آذركده خاموش و تاريك است.
رقاصه هاي معبد عشق اينك
در بارگاه ديو ، درقصر نفرت
در هزار توي اندرونيها ، سرگشته وحيران
همخوابگان ديو نفرت گشته اند.
پاهايشان مجروح و خونين است
از رقص، روي خرده شيشه هاي جام عشق
دستياره اي زرين دگر بر دست هاشان نيست
يا پاي اورنجني بر پايشان .
بر دست و پاشان داغ زنجير است.
بايد بيابيم راه اين معبد
دوباره آتشي از نو بيفروزيم
در آتشدانِ ،پر ز خاكستر
كه نورش، رهنماي اهل دل گردد
ببينند معبد عشق ، معمور و پابرجاست.
بايد دگر باره خنياگران عشق
نغمه هاي عشق و هستي را ، بنوازند
تا رقاصه هاي فتان و زيبا روي
در پيشگاه تنديسِ رب النوع عشق
رقص نيايش را بي آغازند.
شايد سرود عشق و سرمستي
دلمردگان را مرهمي باشد.
بايد به اين فرجام تن درداد
گويند دورة فرهاد و مجنون سر رسيده
چون معبد عشق تاريك است.
مجنون در بيابانها ،راه گم كرده
به آهويي شده دلخوش
به زير ساية ديوار ويراني
نگه بر دور دست دارد
شايد ببيند ،كور سويي از اين معبد.
فرهاد خسته از تلاشي بي سر انجام
تيشه اش را بر زمين افكنده ، نالان است.
معبد عشق را خاموش مي بيند.
پس چه خواهد گشت ،فرجام ليلي و شيرين؟
آيا دستان حنا آغشتة ليلي
همچنان در آتش اشتياق و حسرت
لمس دستان مجنون آواره مي سوزد؟
آيا شيرين مه پيكر
در بارگاه خسروپرويز
به كنج قفس زرينش زنداني است؟
و درحسرت بوسيدن لبهاي ، كوه كنش مي ميرد؟
ويس و رامين چه شدند ، وامق و عذرا نير؟
در اين عصر غريبانة عشق
كه بر پاي دوستي ومحبت ،
زنجير طلايي تمدن بسته ست.
در اين عهد كه صداي گوشخراش بوق ماشينها
نغمة دلنشين و شور انگيز قناريها را ،زنداني كرده.
در اين دوره كه ساية آسمان خراش هاي سيماني
راه تابش پرتو خورشيد را ، به گلها بسته
و صداي سخن عشق بگوشي نرسد.
بايد افروخت يك باردگرآتش را ، در معبد عشق .
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.