با من قسمت کن
عزیزم،اندوهت را با من ،قسمت کن ....و شادیت را با من،......و غرورت را میان جوی نحیف وجودت !....چون گنجشکی که پر می زند و می گذرد.......عزیزم ،،، غفلت ها را واگذار....تا با شترهای سفید صبر ،......در واحه ی تنهایی، ....با هم ،به ساحل برسیم.......عزیزم ،غمت را با من قسمت کن.......و اشک جاری باران چشمانت را ،با قلبم،......تا مداد من .....در برگ سپید کاغذ .....باغی از شعر ،برانگیزد......عزیزم ، با هر چه روزگار، به ما داد....و با هر چه روزگار از ما گرفت .......مثل شبی دراز،بساز وگذر کن........عزیزم ،، هیچ می دانی هر شب ستاره ها ، با من ،نجوا گران عاشقند.......و اشک ها در برکه های ساکت چشمم ،،...شبها ،،چون قطره های تلخ ، میبارند ......تا ساحل اذان خروسان!.......تا بوی میش ها .....تنها میان جاده ی نمناک ،، بی باک ، می روم........مثل شبی دراز.............می روم...............ع
پنجشنبه 25 فروردین 1390 - 12:29:16 AM