پيرو مطالبي كه پيشاپيش در مورد معاني اسمهاي معمول آورده بودم بعضي ها كنجكاو شدن كه در باره ي dاسم "سوگند" بنويسم
و با عرض پوزش از كسانيكه اسمشون سوگنده بايد بگم من قصدي جز معني كردن يه لغت رو ندارم
اما بايد قبل از پرداختن به معني اين لغت مقدماتي رو يادآوري كنم:در ايران قديم، ما دو نوع "وَرع" داشتيم! ورع همان قسم ياد كردن(قسم را ياد مي كنند و سوگند را مي خورند،و قسم خوردن اشتباهه) و اثبات پاكي و بي گناهيست
نوع اول را وَرع گرم مي گفتند! يعني شما بايد براي اثبات پاكي و پالودگي خود از پلشتي ها، بايد از ميان آتش كه مظهر پاكيست مي گذشتيد و اگر كسي پاك مي بود ، آتش كه از جنس پاكيست و از عناصر چهار گانهء سازندهء گيتي، اورا نمي سوزاند و به درستي از ميان آتش عبور ميكرد! نمونه ي شاخص اين موضوع ، در داستان "گذر سياووش از آتش" آورده شده كه سودابه اورا به ناپاكي متهم كرده بود و سرانجام ناگزير شد با اسب از ميان آتشي گران، بگذره و فردوسي بزرگ هم اين داستان رو در شاهنامه ي گرامي، به زيبايي آورده
او اما وَرع نوع دوم كه موضوع بحث ما ست، وَرع سرد ه: در اين نوع ، شما بايد براي اثبات بي گناهي و پاكي خودتون سوگند مي خورديد!و جالبه كه تا همين امروز هم ، اين اصطلاح به شكلسوگند خوردن باقي مونده
بله ! شما بايد ماده اي به نام سوگند رو مي خوردين كه اين ماده چيزي نبود، جز همون گوگرد( ماده اي كه عامل آتش بوده و ازين ماده آتش درست ميشده)ا
سوگند همون ماده ايه كه به افراد خورانده مي شد و تشكيل شده از دو قسمت " سو + گند" كه اگر مختصر آشنايي با شيمي داشته باشيم مي دونيم كه گوگرد ماده اي بد بوست و گند بو! و موادي چون زرده تخم مرغ بعلت داشتن تركيبات سولفور يا همان گوگرد، بوي گندي دارند
يادآوري ميكنم كه "قسم" كلمه ايست عربي ، و قسامه را ياد ميكنند! و سوگند را مي خورند
فقط اميدوارم عزيزاني كه نامشون سوگنده ازمن نرنجيده باشند، امروزه ديگه اون معني قديم از ميان رفته و همان معني مصطلح كه نشان دهندهءسوگند به معني عهد و پيمان هست، افاده ميشه