يه گلايلي و توي اين سرزمين شوم
مارت به سنگ قبر و گرانيت ميرسه
نسلي كه سر سپرده ÙŠ عصر ØØ¬Ø± شده
به ساقياي ارمني پير راضيه
هر روز به قتل ميرسي Ùˆ شعر تو Ùقط
به انتشار شعله ي كبريت ميرسه
هي مست ميكني مث يه بطري شراب
كه پاش اگه Ø¨ÙŠÙØªÙ‡ خودش يه كوكتل مولوتوÙÙ‡
بايد تلو تلو بخوري اين زمونه رو
وقتي كه مست نيستي، به بن بست ميرسي
ÙØ±Ù‚ÙŠ نداره جاده ÙŠ چالوس Ùˆ راه قم
من مستي ام كه خوش داره رانندگي كنه
يه ماهي كه توي آكواريوم زار ميزنه
تا توي اشكهاي خودش زندگي كنه